ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )

18

مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )

حواشى حكومت وقت بود و او خوش نداشت كه از اموال آلودهء سلطان بهره گيرد . « 1 » همچنين از بىاعتنايى او به دنيا و جرئت و جسارتش چنين نقل كرده‌اند كه روزى براى مناظره در مجلس خليفهء عباسى حاضر شد و هنگام نماز به واثق بالله اقتدا نكرده ، به تنهايى نماز گزارد . يحيى بن كامل كه از بيم جان وى سخت مىگريست به جعفر توصيه كرد كه دوباره به مجلس واثق حاضر نشود ، چه اينكه خليفه از خطاى وى نخواهد گذشت . در جلسهء بعد ، هنگامى كه خليفه سراغ از او گرفت ابن ابى دؤاد گفت كه او مسلول و نيازمند استراحت است و واثق پذيرفت . « 2 » گردآورندگان دائرة المعارف اسلام انگليسى بر اين باورند كه جعفر بن حرب پس از آنكه مدتى در بصره نزد ابو هذيل علاف شاگردى كرد ، به بغداد آمده و از درس ابو موسى مردار ( عيسى بن صبيح معروف به راهب معتزله ) بهره جسته و چون تلاش داشت خود را در زهد و پارسايى همانند استاد خود شود ثروت كلانى را كه از پدر ارث برده بود به فقرا بخشيد . اين شرق‌شناسان ، شمّه‌اى از عقايد وى را چنين گزارش كرده‌اند : 1 . خداوند داراى علم ازلى و ذاتى است . 2 . علم الاهى با ذات متعاليش عينيت دارد . 3 . بارى تعالى هرگز به كسى ستم نكرده و دروغ نمىگويد . 4 . كافرى كه به تلاش فكرى خود از عقيدهء كفرآميزش باز گردد خيلى بهتر از كافرى است كه به واسطهء رحمت الاهى هدايت شود . 5 . قرآن - كلام خدا - مخلوق و حادث است 6 . روح و جسم با يكديگر اختلاف ذاتى دارند هرچند بالعرض باهم متحد مىشوند . 7 . ما هر كارى را براساس آخرين تصميمى كه اتخاذ كرده‌ايم انجام مىدهيم به شرط آنكه قرار ديگرى عزم سابق و تصميم پيشين ما را متوقف نسازد . در پايان اين گزارش ، مستشرقان جعفر بن حرب را در مسئلهء امامت ، زيدى مسلك معرفى

--> ( 1 ) . قاضى عبد الجبار ، فضل الاعتزال ، ص 282 و ابن مرتضى ، طبقات المعتزلة ، ص 73 . ( 2 ) . قاضى عبد الجبار ، فضل الاعتزال ، 282 و همان ، ص 73 .